Showing posts with label محسن رضايي. Show all posts
Showing posts with label محسن رضايي. Show all posts

Sunday, January 3, 2010

بيانيه موسوي شروع راه تغيير نظام از درون است

ستايشي از بيانيه شماره 17 و نقدي بر منتقدان: بيانيه موسوي شروع راه تغيير نظام از درون است

احمد راد (منبع: جرس)

بيانيه اي كه در روز گذشته توسط ميرحسين موسوي صادر گرديد چنان بود كه گروه هاي مختلفي را به واكنش واداشت، چه طرفداران جنبش به اصطلاح سبز كه اين روزها ديگر خود را مخالف احمدي نژاد نميدانند و با تمام وجود بر نوع حكومتي كه احمدي نژاد ها از آن زاده ميشوند ميتازند و چه محافظه كاراني چون سردار محسن رضايي كه با آگاهي كامل از اينكه اگر تغيير بنيادي در نظام حاكم بر كشور ايجاد شود ديگر هيچ جايي براي آنان نيز در اين ميان نخواهد بود. اما هر يك از اين دو گروه كه به نظر بنده تا روزهاي آتي تعداد موضع گيرندگان در قبال اين بيانيه افزايش نيز خواهد يافت چه مي گويند.

از سويي مخالفين و معترضان به نتايج انتخابات كه از روز هاي اول دولت محمود احمدي نژاد را فاقد مشروعيت دانستند و از رهبران خود نيز همين انتظار را داشتند با تعجبي بجا از به كار بردن واژه دولت و نوعي مشروعيت دادن به آن توسط موسوي ابراز نارضايتي مي كنند و خواهان آنند كه همچنان بر موضع سابق پا فشاري شود و محمود احمدي نژاد به عنوان غاصب پست رياست جمهوري شناخته شود و از سوي ديگر محافظه كاران منتقد ،كه تعداد آنها با نزديك شدن به اوج اعتراضات و احتمال فروپاشي داخلي بيشتر نيز خواهد شد، با به فال نيك گرفتن اين بيانيه و پررنگ كردن به رسميت شناختن دولت توسط موسوي خواهان دادن فرصت دوباره به نامزد هاي دوره دهم رياست جمهوري و گروه متبوعشان هستند و در لفظي زيركانه كه اقاي رضايي آن را به كار برده اند اين فرصت را غنيمتي براي نظام جمهوري اسلامي و شخص اول حاكميت ايران برشمرده اند و تلويحا هشدار داده اند كه تا فرصت هست اين معركه را به نفع خود خاتمه دهيد و پيشنهاد كرده اند تا با نگاهي از بالا و از سر دلسوزي اين عمل را انجام دهيد. آقاي رضايي در اين نامه كه به آقاي خامنه اي نوشته شده است آورده است: "عقب نشینی آقای میر حسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینکه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد. صدور پيامي از سوي حضرتعالي و يا رهنمودهايي در يك سخنراني مي تواند حركت جدیدی که برای وحدت، همدلی، برادری، گذشت و ایثار در جامعه شروع شده را تقویت و استمرار بخشد تا هم کسانی که در جناح های سیاسی اشتباهاتی داشته اند از اشتباه خود برگردند و همكاري با يكديگر را آغاز كنند و هم از شروع فعاليت افراط گرايان جلوگيري و دشمن كمين كرده را نا اميد سازند" .

اما در بطن اين بيانيه چه ميگذرد كه اينچنين جماعتي را مشوش و عده اي را حريص كرده است. بي شك جناب آقاي موسوي با تدبيري خاص اين بيانيه را نگاشته اند و تعلل چند روز پس از وقايع روز عاشورا نيز ميتواند گواه خوبي بر اين مدعا باشد، به هر حال با نگاهي به گذشته و موضع گيري هاي آقاي خامنه اي ميتوان اينچنين تحليل كرد كه اين بيانيه آغاز حركت موسوي و جنبش تحت حمايت ايشان به سمت ايجاد تغييرات اساسي در نظام خواهد بود و همان طور كه در بيانيه نيز آمده است اين حركت نياز آنچناني به رهبري از سوي فرد مشخصي ندارد و اين كلام به نوعي تهديد واضح آقاي خامنه اي و نظام حاكم است و به آنان هشدار ميدهد كه راه مردم راه مشخصي است و با از بين بردن عده اي تغيير نخواهد كرد: "همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند…بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد."

نكته ديگر اين سخنان عدم تقبيح حركات و جنبش خود جوش مردم در روز عاشوراست كه نه تنها اين حركت تقبيح نشده است بلكه با بياني تاسف بار آن را نتيجه عمل كودتاچيان و نظام جمهوري اسلامي و كاملا طبيعي و به حق مي داند.

در اين بيانيه بر مخالفت علني بر نظام و نوع حكومت تاكيد شده است و پذيرفتن دولت محمود احمدي نژاد هم در اين راستا انجام گرديده است، به عبارتي بازي تكراري حكومت كه قبل از نيز در تشكل هاي دانشگاه ها همچون انجمن هاي اسلامي و ساير نهاد هاي مدني چون خانه كارگر، كمپين هاي زنان و دختران و نهاد هاي حقوق بشري انجام شده بود اين بار براي دولت تكرار شد. اگر انجمن هاي اسلامي منتخب دانشجويان با بدترين روش ها نابود شد و انجمن هاي اسلامي انتصابي جايگزين آن شد ، اگر ديده بان هاي حقوق بشر غير قانوني اعلام گرديد و حقوق بشر اسلامي جاي آن را گرفت و باز هم اگر خانه كارگر وسيله براي سركوب سنديكاهاي كارگري شد و اگر جامعه زنان زينب جايگزين نهاد هاي زنان و دختران ايران گرديد اينبار دولتي با حمايت قواي نظامي و ارتشي و با توپ و چماق جايگزين دولت برخاسته از راي مردم شد. حال در دانشگاه ها انجمن هاي اسلامي را انجمن جعلي و منتصب حكومت ناميدند و خانه كارگر را حكومتي خواندند و سازمان حقوق بشر اسلامي را ملعبه حكومتيان لقب دادند، اينبار نيز مهندس موسوي با بياني آشكار دولت احمدي نژاد را به عنوان دولت برخاسته از زور و حمايت حكومت ميپذيرد و به زيبايي همچون مردم معترض از اين سد ناقابل عبور كرده و خواهان نظامي جديد و بر آراي مردم ميشود." ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند"

با اين نگاه به بيانيه شماره 17 و با توجه به نكات بسيار پربار آن ميتوان اين بيانيه را شروع حركت جديد و همراه با مردم مهندس موسوي دانست. در اين بيانيه تاكيد شده است كه اگر برخورد هاي افراطي با مردم صورت گيرد آنان نيز به هر صورت جواب آن را خواهند داد." مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست"

متن تحليلي و همچنين وقايع نگارانه آخرين بيانيه موسوي اميد هاي تازه اي از توان اين فرد براي ادامه رهبري جنبش مردمي به همگان ميدهد و با صراحت بهانه هاي حكومت از قبيل وابسته دانستن اين حركات به نيروهاي خارجي را كه اين روزها به وفور شنيده ميشود از آنها ميگيرد. ارائه ي راه حل هاي پنج گانه اي كه به هيچ عنوان از سوي حاكميت ايران پذيرفته نخواهد شد به نوعي جدا كردن مسير موسوي از مجلس، قوه قضاييه، رهبري و ساير اركان حكومت است. موسوي با تدبير خاصي خود را آماده شهادت ميخواند، مردم را از برخورد با عمال چماق به دست نمي ترساند، خواهان نظامي جديد و صادق و برخاسته از آراي مردم ميشود و در عين حال راه را براي كمتر كشته دادن و مبارزه با هزينه هر چه كمتر باز ميگذارد.

در اين اوضاع كه در ميان تمام هواداران ولايت فقيه ( به گفته تحليلگران حكومتي از راهپيمايي عاشوراييان) اعلام ميگردد كه تمام معترضان معاند هستند و حزب الشيطان و قتل آنان واجب است، مهندس موسوي بدون در نظر گرفتن اين دام قديمي و مبتذل كه در آن از دين به عنوان كثيف ترين ابزار سركوب استفاده مي شود، با توجه به آموزه هاي ديني روشنفكران عصر ما كه نزديكترين پله براي عبور از نظام هاي مبتني بر عقايد ديني ميباشد، دين رحماني را خواستار ميشود و آن را در مقابل قرائت فاشيستي از دين قرار ميدهد." ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد."

در اين بيانيه از سخنراني آقاي خميني در مقابل نظام شاه نقل به قول شده است آن هم نه در زمان مذاكرات كه بنانگذار انقلاب اسلامي شاه را به مسالمت با مردم دعوت ميكرد بلكه از سخنان آقاي خميني در اوج درگيري ها و در پايان حكومت پهلوي ياد شده است. اين نشان از آن دارد كه تمام اميد هاي موسوي و تيم همراهش از بازگشت مقام رهبري به مسير خواست مردم قطع اميد شده است و از همين روست كه محسن رضايي با نگاهي تيز بينانه در نامه اي به آقاي خامنه اي تلويحا به ايشان هشدار ميدهد كه اين آخرين فرصت است و بهتر است كه اشتباه يا فريب خود را در زمان انتخابات و مخصوصا بعد از آن جبران كنند تا هم خود و هم ساير پياده نظام جمهوري اسلامي محكوم به سقوط نشوند.

به هر حال با صدور بيانيه 17 توسط مهندس موسوي انتظار ميرود كه مبارزات مردمي دامنه بيشتري و ابعاد وسيعتري پيدا كند و مردم اينبار نه در صف مجاهدين و رسانه هاي بيگانه كه تحت لواي اين سخنان به صورت واضح و آشكار با نظام جمهوري اسلامي به مقابله خواهند پرداخت و موسوي خود را كاملا در اين مسير قرار داد تا ديگران كه او را نيز مخالف چنين شعارهايي ميدادند بدانند كه اينچنين نخواهد بود

*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

Wednesday, December 16, 2009

چرا اینهمه وحشت از عده ای مطرب و رقاص؟

چرا اینهمه وحشت از عده ای مطرب و رقاص؟ - صابر تقوی

آقای محسن رضائی نیز همانند بسیاری از سیاسیون حاضر در صحنه، مورد مراجعه هیأت ویژه 3 نفره رهبری قرار گرفته و ظاهراً تهدیدات این هیأت در مورد ایشان مؤثر بوده است. این هیأت ویژه که از حدود دهم آذرماه کارش را آغاز نموده، بطور خصوصی و محرمانه، با بسیاری از افراد دیدار داشته و هشدار رهبری را به آنها منتقل نموده است. رهبری معتقد است که تحریم های سخت در راه است و این تحریمها به نارضایتی عمومی دامن زده و موجب گسترش اعتراضات گردیده و با به اوج رسیدن اعتراضات و رویگردانی مردم از حکومت و از دست رفتن حمایت ملت، دشمنان (آمریکا و اسرائیل) حمله نظامی بسیار شدیدی را بر علیه کشور انجام خواهند داد. بنظر خامنه ای شرایط این روزها دقیقاً همانند ماههای قبل از حمله ارتش عراق و شروع جنگ است و بنابراین سیاسیون باید روشن کنند که طرف حکومت هستند یا طرف دشمن. رهبری جواب روشن و قاطع و بدون تفسیر می خواهد و با اعلام شرایط اضطراری از سوی رهبر در روزهای آینده، همه کسانی که تبعیت کامل خود از رهبری را اعلام نکرده باشند، در هر مقام و منصب و لباسی که باشند، مورد برخورد قرار خواهند گرفت.

ظاهراً آنچه بعنوان آخرین راه نجات به ذهن بیمار رهبران جمهوری اسلامی رسیده است، قرار دادن کشور در معرض تحریمهای فلج کننده و اعلام وضعیت جنگی و تکمیل کودتای 22 خرداد و جاری نمودن یک حکومت نظامی کامل در کشور است، طرحی که در سال 1378 نیز پس از ناآرامیهای 18 تیر در تهران، توسط سرداران سپاه به خامنه ای داده شد ولی بدلیل شرایط خاص آن دوران، امکان اجرا نیافت. در آنزمان نیز فرماندهان سپاه خواسته بودند که برای یک دوره ده ساله، با اقتداء به الگوی حکومت نظامیان در ترکیه و پاکستان، اداره کشور و قدرت کامل، به سپاه سپرده شود تا سپاه بتواند انقلاب اسلامی را نجات داده و در مسیر صحیح قرار دهد.

گرچه اعلام حکومت نظامی در سال 78 اتفاق نیفتاد، ولی حرکت رهبر و سلسله اقدامات بعدی، همه در راستای اجرای چنین هدفی بود. سپاه بطور وسیعی در مدیریت کشور وارد شد و مهمترین پروژه های اقتصادی بطور مستقیم یا غیرمستقیم به سپاه واگذار گردید. اکنون بیش از 110 نماینده مجلس، اکثریت استانداران، سفیران سفارتخانه های مهم، رئیس جمهور کودتا و غالب وزیرانش، رئیس قوه مقننه، رئیس صدا و سیما، و بسیاری از رؤسای خبرگزاریها و سایر مدیران ارشد کشور سپاهی هستند. کودتای نظامیان بطور خزنده اجرا شده و فقط در آخرین مرحله خود، در تقلب فاحش انتخاباتی در 22 خرداد، با مانع جدی مخالفت مردم مواجه گردید.

اینکه رهبر برای تثبیت قدرت خود در داخل حکومت و نسبت به خودیها نیز روی به تهدید آورده باشد با توجه به شرایط موجود چندان عجیب نیست، ولی اینکه محسن رضایی بعنوان یک سردار، چنین از یک تهدید توخالی ترسیده و عقب نشینی نماید جای تعجب دارد. ایشان تحت تأثیر این فشارها، اقدام به نگارش نامه ای به رهبران جنبش سبز نموده و تلاش نموده تا با زرنگی، از محتوای هشدار هیأت ویژه رهبری پرده بردارد: «نا آرامی های پس از انتخابات زیان های جدی و هزینه های بزرگی بر ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی وارد کرده است. امروز ادامه این نا آرامی ها به مرز خطرناکی رسیده است. دشمنان ملت ایران ممکن است فکر کنند که در اثر تفرقه ها و اختلافات داخلی موجود ملت ایران ضعیف شده است و بخواهند که فشارهای جدیدی را به ایران وارد کنند. اخباری که از اردوگاه آنان می رسد حکایت از چنین خیال خامی دارد، هرچند که ملت ایران از تحریم جدید و حمله اسراییل باکی ندارد ولی بهتر است که دشمنان برای خود و ما دردسری درست نکنند.»

دبیر مجمع تشخیص مصلحت، در عین حال تلاش نموده تا استدلال کودکانه رهبری برای کوتاه آمدن رهبران معترضین را چنین فرموله کند: «هم اکنون که ندای پرهیز از تفرقه و حفظ آرامش و امنیت از سوی رهبر انقلاب اسلامی برای بار دیگر بلند شده است باید با لبیک گفتن به ایشان قدرت ملت خود را به رخ آنها بکشیم و ثابت کنیم که ما یکپارچه و منسجم هستیم. این کار، دشمنان ملت ایران را به مسیر عقلانیت و رفتارهای مناسب می کشاند، از دادن علائم غلط و امیدوارکننده به آنها جلوگیری می کند. یکی دیگر از ابتکارات، می تواند اعلان وفاداری از سوی همه فعالان سیاسی ایران از آقای موسوی، خاتمی و کروبی گرفته تا ناطق نوری، هاشمی و مهدوی کنی و تا سران سه قوه به صورت دسته جمعی به آرمان های امام و مقام معظم رهبری باشد که این هم می تواند در نماز جمعه این هفته و یا به هر شکلی که خود این آقایان قبول دارند صورت گیرد.»

رهبر توقع دارد تا با بزرگ کردن خطرات خارجی و با ترسانیدن مردم از حمله نظامی، آنها را وادار نماید تا همه چیز را فراموش نموده و از حق خود گذشت نمایند، در حالی که نگرانی و اعتراض مردم نیز بهمین دلیل است که با وجود یک دولت کودتایی و نالایق، هر گونه خطر خارجی تشدید خواهد شد. راه مقابله با خطرات خارجی، احترام گذاشتن به آرای مردم و سپردن کشور بدست افرادی دلسوز و توانا و منتخب ملت است.

محسن رضایی در انتهای پیامش نیز خواسته تا به سبک نظامیان، پیامی رمز به میرحسین و کروبی بدهد که البته قدری با ذائقه لُری ایشان در هم آمیخته و پیام رمز ایشان به این صورت درآمده است:«امروز صبح پیرمردی به من می گفت که شما به آقای موسوی و کروبی بگویید فرصت را از دست ندهند.» روح مقام رهبری که «امروز صبح» بصورت یک «پیرمرد» برای محسن رضائی حلول پیدا کرده، ظرف دو روز گذشته به اشکال مختلف و در قالب موجوداتی عجیب و غریب نظیر خسرو خوبان و شجونی و نوری همدانی و شریعتمداری و ذوالنور و شیخ یزدی و امثالهم ظهور نموده تا پلیدترین توهینها و تهدیدات را نثار منتظری و هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی و خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی و صانعی و موسوی اردبیلی و موسوی خوئینی ها و دانشجویان و آحاد ملت ایران نمایند.

چرا باید آقایان اینقدر از فرا رسیدن محرم وحشت داشته باشند که چنین تلاش مذبوحانه ای را برای سرکوب مردم و تهدید و توهین انجام دهند؟ آیا رهبر در فردای روزی که در نماز جمعه 29 خرداد بر طبل جنگ بر علیه مرم کوبید پاسخ دندان شکن ملت ایران را متوجه نشد؟ آیا جواب 6 ماه تجاوز و شکنجه و زندان و باطوم پراکنی و کشتار مردم را در 16 آذر دریافت نکرد؟ آیا هنوز هم فکر می کند با تهدید و توهین می تواند به هدف خود برسد؟ آیا "مطرب و سلطنت طلب و توده ای و رقاص" خواندن مردم کوچه و خیابان علامت یک رهبر دارای تدبیر و اقتدار است؟ آیا اینکه وعده بدهد مخالفین بزودی نابود خواهند شد دلیل کافی برای خلع وی از مقام غصبی رهبری نیست؟